۱۴۰۳ بهمن ۶, شنبه

Happy Father’s Day


 

Happy Father’s Day!💐


Blessed be the memory of those days when love and affection flowed endlessly through the home. I was six years old, a child unaware of life’s twists and turns. With my small, tender hands, I wrapped my arms around my revered father, Shir Ahmad Yawar Kangorchi. The love between us was captured in an eternal photograph. The tall and handsome young man standing beside us is my brother, Ahmad Shah.


Life was filled with respect, kindness, and warmth. Kabul, the city of dreams, was living through its final years of happiness and tranquility. Yet even in those days, the hands of the clock silently warned of an impending, devastating war. The spring days were gradually coming to an end, and a blessed and bountiful summer was approaching slowly and steadily.


Our residence was a haven of peace and safety. My father, a dignified and kind man, constantly filled my world with love and knowledge through his caring gaze, wise words, and fatherly affection. The scent of night-blooming jasmine and the delightful fragrance of roses filled the courtyard, while our loyal wolf, Nino (NINO), faithfully kept watch and displayed unwavering devotion.


My childhood blossomed under the loving shadow of that great man. The memory of those days remains a timeless fragrance imprinted in my mind.


O Almighty Creator, envelop the soul of my dear father, along with all the departed, in Your boundless mercy and grant them eternal peace until the Day of Resurrection.


Location and date of the photo:

Carte Seh, Kabul City

The year 1369 (Hijri Solar Calendar)


With love and respect,

 احمد محمود امپراطور 

Ahmad Mahmood Imperator 

#Kabul 

#memories 

#HappyFathersDay

۱۴۰۳ بهمن ۵, جمعه

Letting go of undeserving individuals



#Words_of_the_Poet

Letting go of undeserving individuals is the revival of one’s dignity and prestige;
for the value of companionship is only meaningful alongside the worthy.

Ahmad Mahmood Imperator 


۱۴۰۳ بهمن ۳, چهارشنبه

مناجات احمد محمود امپراطور

بسم الله الرحمن الرحیم



ای معبود مطلق،

ای آرام‌بخش اضطراب‌ها

و منبع بیکران عنایات سرمدی،


سپاس که مرا پذیرفتی

و بی‌شائبه،

گنجینه‌های رحمت و نعمتت را

بر وجود کوچک و بی‌مقدارم ارزانی داشتی.

تویی که انوار معرفت را

بر دل‌های تهی از دانایی می‌تابانی

و ظلمت‌کده‌ی اذهان غافل را

با نور حکمت و رأفت روشن می‌کنی.


شاکرم که در نهادم،

این قلب ضعیف و لرزان،

جوشش عشق و شهود را جاری ساختی

و بر زبان ناتوانم

واژگانِ نهادی که جز ذکر تو،

حکایتی از حضور تو نیستند.

هر واژه که از این لبان خاموش

برمی‌آید،

آوایی است به بارگاهِ کبریایت

و هر شعری که از قلم ناتوانم جاری می‌شود،

گامی است لرزان در مسیر حقیقت

و تلاشی کوچک برای دستیابی به ژرفای معنا.


راهنمایم باش،

این بنده‌ی ناتوان و درمانده را

در راه صداقت و پاکدامنی پایدار کن

و از وسوسه‌های بی‌پایان دنیا

و آزمون‌های سنگین آن

در پناه رحمتت محافظت فرما.

مشعل حقیقت را

در دل تاریک و لرزانم بیفروز

تا در سایه‌ی عشقت

رهسپار قرب تو شوم

و دل‌های دیگران را

با یاد نامت آرام بخشم.


پروردگارا،

این دل شکسته و ناتوان را

در دریای وحدت خود غرق کن

و بذر محبت و یگانگی را

در خاک خشکیده‌ی دل‌ها برویان.

بگذار این دنیا،

این سرای گذرا،

باغی شود که از شاخه‌هایش

میوه‌های آرامش و دوستی

برای بندگان نیازمندت فرو ریزد.


مرا که اسیر غرور و خودبینی‌ام،

از بند این زندان آزاد کن

و این روح پریشان

و این جسم ناتوان را

به عشق و لطف بی‌کرانت وابسته ساز.

تا لحظه‌لحظه‌ی این حیات بی‌مقدار

سرشار از نور تو باشد

و آکنده از مهر بی‌حدت.

آمین

نویسنده: احمد محمود امپراطور 

پنجشنبه ۰۴ دلو ۱۴۰۳ خورشیدی

۱۴۰۳ بهمن ۲, سه‌شنبه

بی تو تنها تر از آنم که بودم هستم

 

بی تو تنها تر از آنم که بودم هستم

خسته از وضع جهانم که بودم هستم

می تپم چون که تپیدن شده است عادت من

روز و شب در نوسانم که بودم هستم

من ز روزی ازلی زندگی عاشق بودم

گر شوم پیر جوانم که بودم هستم 

 هر کجا دانش و فرهنگ و هنر می جویم

در پی علم روانم که بودم هستم 

نفرت انگیز ترین واژه برایم جنگ است 

ز جمع صلح طلبانم که بودم هستم 

از دو رویی و دو پشتی و دو رنگی سیرم 

چون کف دست عیانم که بودم هستم

 از بد انديش و سبک پاچه و حاسد دورم 

دشمن دیده درانم که بودم هستم

کشتی عشق به دریایی ادب می رانم 

شاعری سوخته جانم که بودم هستم 

از بدخشانم و محمود سخن پردازم 

ذره پرورده ای کانم که بودم هستم 

--------- 

دوشنبه اول دلو۱۴۰۳ خورشیدی 

سرودم 

احمد محمود امپراطور

 Ahmad Mahmood Imperator 


۱۴۰۳ دی ۲۹, شنبه

مرحوم مغفور استاد عبدالمعبود خان "ودودی"

 


با اندوهی جانکاه و دلی لبریز از حزن و تأسف، 

خبر ارتحال جانسوز و غم‌انگیز فاضل گرانقدر و دانشمند گرانمایه،

 استاد عبدالمعبود خان "ودودی"، شخصیتی بی‌بدیل، متواضع، متین، و آراسته به تمامی سجایای اخلاقی و انسانی، قلب‌ها را در ماتمی عمیق و دردناک فرو برد.


استاد ودودی، از چهره‌های برجسته و پیشگام در تعالیم اسلامی و ارزش‌های انسانی عصر معاصر بودند.

 ایشان با منش بزرگوارانه، اندیشه‌ای بلند و قلبی مملو از محبت، الهام‌بخش بسیاری از افراد به شمار می‌رفتند.

شخصیتی که وارستگی، متانت و بزرگواری او همواره الگویی روشن برای جامعه علمی، دینی و فرهنگی ما بود.


او انسانی خوش‌قامت، با سیمای جذاب و سیرتی زیبا بود که صفای درونی و پاکی قلب او از چهره‌اش نمایان بود. 

فروتنی، وقار و نیکوکاری در وجود شان موج می‌زد و هر که افتخار شناخت او را داشت، از پرتو وجودش بهره‌مند می‌گشت.


بیش از سه دهه افتخار آشنایی با آن شخصیت گرانقدر را داشتم و ایشان را از نزدیک به عنوان انسانی حلیم، مهربان، دلسوز و زیبا سخن شناختم. 

پدر مرحومم، شیر احمد یاور کنگورچی، نیز ایشان را از اعماق قلب دوست می‌داشت و همواره از او به نیکی یاد می‌کرد. احترام متقابل و رابطه صمیمانه میان ایشان، همیشه برای ما الگویی از دوستی و بزرگواری بود.


استاد ودودی، نه تنها عالمی فاضل و سخنور توانا بودند، بلکه از انسان‌های نادری بودند که خوبی و نیکویی، همچون نوری درخشنده از وجودشان متبلور بود. 

ایشان به احترام پدرم، از قریه شان واقع در نمازگاه، پیوسته به قریه ما، کنگورچی، تشریف آوردند و حضور ارزشمندشان همواره مایه خیر و مهر برای ما بود.


آن شخصیت بزرگوار، با مهربانی بی‌کران، حلم مثال‌زدنی، سخنان پرمغز و دلنشین، و دلسوزی برای مردم و جامعه بدخشان، جایگاهی ویژه در دل‌ها داشتند و همواره به نمادی از انسانیت و خردورزی در یادها خواهند ماند. 

فقدان وجود ارزشمند شان، ضایعه‌ای بزرگ و جبران‌ناپذیر برای جامعه علمی، فرهنگی و دینی ماست.


از درگاه پروردگار متعال، برای روح پاک و مطهر استاد عبدالمعبود خان "ودودی"، علو درجات، رحمت بیکران و آرامش ابدی را مسئلت دارم. 

همچنین برای خانواده عزتمند و بازماندگان ارجمند ایشان، صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم. 

باشد که یاد و خاطره آن انسان والامقام همواره در دل‌ها جاودان بماند.

انا لله و انا الیه راجعون

الحکم لله و البقاء لله.

با اندوه فراوان 

احمد محمود امپراطور Ahmad Mahmood Imperator 

شامگاه ۲۹ جدی ۱۴۰۳خورشیدی 

افغانستان

۱۴۰۳ دی ۲۸, جمعه

طنز سیاه!

 


طنز سیاه!

سازمان ملل متحد: باشکوه در حرف، محتاط در عمل


سازمان ملل متحد، این نهاد بزرگ و همیشه در صحنه جهانی، در طول سال‌ها ثابت کرده که دو هنر را به بهترین شکل ممکن در چنته دارد: ابراز تأسف و استقبال کردن.

 دو کاری که آن‌قدر با دقت و ظرافت انجام می‌شوند که گویی تمام بقای بشریت به همین دو مهارت بستگی دارد!


ابراز تأسف: غم، اما با تشریفات کامل


هر وقت حادثه‌ای تلخ در گوشه‌ای از دنیا رخ می‌دهد، سازمان ملل به‌سرعت واکنش نشان می‌دهد.

 با جدیتی مثال‌زدنی، بیانیه‌ای پر از واژگان احساسی صادر می‌کند. 

زلزله‌ای آمده؟ جنگی در گرفته؟ یا حتی گربه‌ای روی درخت گیر کرده؟ 

سازمان ملل فوراً اعلام می‌کند:

 «ما از این حادثه عمیقاً متأسف هستیم.» 

این تأسف چنان واقعی و پررنگ است که گاهی حس می‌کنید دبیرکل شخصاً در محل حادثه حضور دارد و شانه به شانه قربانیان گریه می‌کند!


استقبال کردن: جشن ایده‌های بی‌اثر


اما سازمان ملل فقط برای غم و اندوه نیست! 

اگر جایی ایده‌ای حتی بی‌اثر یا توافقی نصفه‌نیمه مطرح شود، این نهاد با آغوشی باز و لبخندی دوستانه از آن استقبال می‌کند.

 مثلاً اگر کشوری اعلام کند که قصد دارد تا سال ۳۰۵۰ میلادی تولید گازهای گلخانه‌ای خود را شاید کاهش دهد، سازمان ملل با هیجان اعلام می‌کند:

 «ما از این اقدام شجاعانه استقبال می‌کنیم!» 

البته هنوز کسی نفهمیده این استقبال دقیقاً به کجا ختم می‌شود.


طنز تلخ اما واقعی


جالب اینجاست که اگر روزی سازمان ملل بخواهد کاری واقعی انجام دهد، احتمالاً خودش بیانیه‌ای منتشر خواهد کرد و با عباراتی همچون

 «ما از عملکرد بی‌سابقه خود شگفت‌زده و متأثر هستیم!» 

به استقبال خودش خواهد رفت.

 شاید در یک مراسم رسمی، از کشورها بخواهد برای این اقدام تاریخی کف بزنند و گل اهدا کنند!


درس بزرگ سازمان ملل:


آنچه از عملکرد سازمان ملل می‌آموزیم این است که در دنیای پیچیده امروز، مهم نیست چه می‌کنید؛ مهم این است که همیشه آماده باشید یا عمیقاً متأثر شوید یا با لبخندی گرم استقبال کنید. همین کافی است تا همه تصور کنند که دنیا هنوز سر جایش است!

با لبخند☺️ و تأثر😒

نویسنده: احمد محمود امپراطور 

#طنز 

#سازمان_ملل 

احمد محمود امپراطور Ahmad Mahmood Imperator 

#2025newyear

۱۴۰۳ دی ۲۷, پنجشنبه

! The United Nations: Grand in Words, Cautious in Action



Dark Satire!

The United Nations: Grand in Words, Cautious in Action


The United Nations, this grand and ever-present global entity, has consistently proven over the years that it excels in two remarkable skills: expressing regret and welcoming initiatives.

Two actions so meticulously and artfully executed that it seems the survival of humanity hinges on these very talents!


Expressing Regret: Sorrow, but with Full Protocol


Whenever a tragedy strikes anywhere in the world, the UN swiftly reacts.

With unparalleled seriousness, it issues a statement filled with emotional vocabulary.

An earthquake? A war? Or even a cat stuck in a tree?

The UN promptly announces:

"We deeply regret this incident."

This regret is so genuine and vivid that you sometimes feel the Secretary-General is personally at the scene, crying shoulder-to-shoulder with the victims!


Welcoming Initiatives: Celebrating Ineffective Ideas


But the UN isn’t just about sorrow!

Whenever even a half-hearted idea or a meaningless agreement is proposed, this institution embraces it with open arms and a friendly smile.

For instance, if a country announces that it plans to perhaps reduce greenhouse gas emissions by the year 3050, the UN enthusiastically proclaims:

"We warmly welcome this courageous initiative!"

Although no one has figured out where this welcoming spirit actually leads.


A Bitter but Real Satire


The ironic twist is that if the UN ever decided to take real action, it would likely issue its own statement, saying something like:

"We are astonished and deeply moved by our unprecedented performance!"

It might even host a formal ceremony, inviting nations to applaud and present flowers for this historic effort!


The UN’s Great Lesson:


What we learn from the UN’s performance is that in today’s complex world, it doesn’t matter what you actually do; what matters is being perpetually prepared to either deeply regret or warmly welcome.

That’s all it takes to make everyone believe the world is still in order!


With a Smile 😊 and Regret 😒

Writer: احمد محمود امپراطور Ahmad Mahmood Imperator 

#Satire

#United_Nations 

#2025newyear