![]() |
| احمد محمود امپراطور؛ شاعر، نویسنده و مخمسسرای معاصر افغانستان |
احمد محمود امپراطور؛ شاعر، نویسنده و مخمس سرای معاصر افغانستان
بیش از ۱۲۰ مخمس سروده شده تا اکنون
احمد محمود امپراطور، شاعر، نویسنده، گرافیست و مخمس سرای معاصر افغانستان، از جمله شاعرانی است که در کنار قالبهای کلاسیک شعر فارسی دری،
مانند: غزل، مخمس، مثلث، مستزاد، رباعی، مثنوی، مسدس و دیگر قالبهای شعری، به آفرینش آثار ادبی پرداخته است.
او با علاقه به شعر کلاسیک و معاصر، تا اکنون بیش از ۱۲۰ مخمس بر غزلیات خود و شاعران دیگر سروده است. در میان شاعرانی که غزلیاتشان مورد توجه او قرار گرفته اند، میتوان از این چهره های ادبی نام برد:
۱. حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل
۲. کمالالدین مسعود خجندی (کمال خجندی)
۳. ابوالقاسم عارف قزوینی
۴. صوفی غلامنبی عشقری
۵. اسدالله عفیف باختری
۶. محمد نذیر ظفر
۷. حبیبالله بلبل
۸. نعیم جوهر پارسا
۹. مسعود خلیلی
۱۰. استاد گلنور بهمن
۱۱. شهلا شهریاری
۱۲. استاد احمد ضیا رفعت
۱۳. هلال فرشیدورد
۱۴. خیام خموش
۱۵. دوکتور شگوفه باختری
۱۶. لیلی حبیب
انتشار آثار در رسانهها و پایگاههای ادبی
بر اساس اطلاعات ارائه شده دربارهٔ آثار احمد محمود امپراطور، مخمسات او طی سال های متمادی در شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و پایگاه های اینترنتی، از جمله سایت ۲۴ ساعت، جام غور، کابل نات، خراسان زمین، ماریا دارو، جاودان، سبزمنش، افغان موج، ویرگول و دیگر رسانه ها و پایگاه های ادبی، از سوی خود شاعر و دوستدارانش منتشر شده اند.
نمونه هایی از مخمسات احمد محمود امپراطور
از نمونه های آثار او می توان به مخمس بر غزل صوفی غلام نبی عشقری با مطلع
«در لعل لبت گرچه حیات دو جهان است»
مخمس بر غزل کمال خجندی با مطلع
«ما را ز گل روی تو چیدن نگذارند»، مخمس بر غزل غیر منقوط حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل و مخمس بر غزل ابوالقاسم عارف قزوینی اشاره کرد.
یکی از ویژگی های قابل توجه در کارنامهٔ مخمس سرایی احمد محمود امپراطور، تجربه در سرایش مخمس غیر منقوط است؛ قالبی که در آن، واژگان باید بدون استفاده از حروف نقطه دار نوشته شوند.
رعایت این محدودیت، انتخاب واژگان و ساختار دهی به مصراع ها را دشوار تر میسازد.
مخمس بر غزل غیر منقوطه (بدون نقطه)
حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل
(رحمت الله علیه)
---
اصــــــــــل آدم اگــــــــــــــر روا گردد
گــــــــرد صحـــــــرا و روح سوا گردد
همـــــــــه واحــــد و اهـــــورا گردد
دل اگـــــــــر محــــــــو مــــدعا گردد
درد در کـــــــام مــــــــــــــا دوا گردد
---
هوس و حرص اگــــــر رسـد در کام
سر ســـــــردار اگــــــر رسد در کام
رم آهـــــــــــــو اگــــــر رسد در کام
طعمـــــــه درد اگــــــر رسد درکام
هــــــر مگس همســـــر هما گردد
---
سُــــر اســـــــــــــرار ســــرهء او را
عالـــــــــــــــم روح و مهــــــرهء او را
کـــوه و صحـــــــــــــــــرا و درهء او را
محــــــــو اســــــــــرارطـــــرهء او را
رگ گـــــل دام مـدعـــــــــــــــا گردد
---
همـــــه در همهمه و حرص وهوس
سر و ســـــــودا اصول حرص هوس
صارم هــم در هوا و حرص و هوس
گر سگالــــــــد وداع حرص و هوس
گــــــــــره دل گهـــــــــــــــر ادا گردد
---
گر رسد هــــــر که در مواصل وهم
مـــــــگر امـــــلاک در صلاصل وهم
گل آمــــــــــــــاس گردد حاصل وهم
گسلد گـــــــر هوس سلاس وهم
کوه و صحــــــــــــرا همه هوا گردد
---
که رسد در هـــــــــوا مصرع سرو
در کمــــــــال دعــــا مصرع سرو
رســــــــم دارد گــواه مصرع سرو
محو گــــــــردد سواد مصرع سرو
مـــّد آهـــــــــم اگـــر رســــا گردد
---
ســـــــــــــــر حکام عصر درد آلود
هــــــم دل و، هم طحال درد آلود
ســـــر مولــــــــو، گــــرا درد آلود
ما و احـــــــــــــــــــرام آه درد آلود
هــــــــــم هوا گــــرد را عصا گردد
---
در اســـــــــــرار وهــم سُر حواس
مرگ را عــــــــــــرصهء دگر مواس
رســــــــدم محمل طلسم رواس
دل آســوده کــــو؟ مگر وسواس
گـــــــــــــــــره آرد که دام ما گردد
---
طـــــرح محمــــــود وصال بیدل ما
سحــــــــــــــــر دارد دوال بیدل ما
عرصــــــــــهء ماه و سال بیدل ما
در طلوع کمـــــــــــــــــال بیدل ما
ماه در هالـــــــــــــهء سهـــا گردد
---
احمد محمود امپراطور
---
مخمس بر غزل ابوالقاسم عارف قزوینی
---
بیگانه آمدی و به جان آشنا شدی
بر زخم های روح و روانم دوا شدی
از پرده های غیب به من رو نما شدی
امروز ای فرشتۀ رحمت، بلا شدی
خوشگل شدی، قشنگ شدی، دلربا شدی
---
حسن تو میزند به دلم شعلهء گداز
حیرت گرفته است جگر به عشق گاز
باشد محال حور و پری گردد هم تراز
پا تا به سر کرشمه و سر تا به پای ناز
زیبا شدی، لوند شدی، خوش ادا شدی
---
می از لبت بریزد و از کام ات انگبین
از پیکر ات برون زده است عطر یاسمین
رخساره ات به پاکی خورشیدی آتشین
خود ساعتی در آیینه اطوار خود ببین
من عاجزم از این که بگویم چه ها شدی
---
هر چند مست و سرخوشی هشیار چون خودی
پیوسته در تعاملی دیدار چون خودی
در سیر و گشت عالم گلزار چون خودی
به به چه خوب شد که گرفتار چون خودی
گشتی و خوبتر که تو هم مثل ما شدی
---
محمود عاشق تو شد و نیستی خبر
شام اش به غصه صبحگه با دیدگان تر
آخر بگو چرا تو چنین میکنی حذر
ما را چه شد که دست به سر کردهای مگر
از ما چه سر زد این که تو پا در هوا شدی
---
یکشنبه ۰۲ اسد ۱۴۰۱خورشیدی
که برابر میشود به 7/24/2022 ترسایی
سرودم
#احمد_محمود_امپراطور
جایگاه مخمس سرایی در فعالیت ادبی احمد محمود امپراطور
فعالیت ادبی احمد محمود امپراطور در قالبهای گوناگون کلاسیک، نشان دهندهٔ علاقهٔ او به سنت شعر فارسی دری و تلاش برای گسترش تجربیات شاعرانه در قالب های مختلف است.
توجه به غزلیات شاعران کلاسیک و معاصر، در کنار تجربیات مانند سرایش مخمس بر غزل غیر منقوط حضرت بیدل، بخشی از فعالیت ادبی او را تشکیل میدهد.
سرایش مخمس بر غزلیات شاعران گوناگون، امکان گفت وگوی شاعرانه با آثار پیشینیان و معاصران را فراهم میسازد.
در این شیوه، شاعر با حفظ ارتباط با غزل اصلی، بند های تازه ای می افزاید و برداشت ادبی خود را در قالبی کلاسیک بیان میکند.
با بیش از ۱۲۰ مخمس سروده شده تا اکنون و آثاری که در رسانه ها و پایگاه های اینترنتی منتشر شده اند، احمد محمود امپراطور از مخمس سرایان فعال معاصر افغانستان به شمار میرود.












